شهمردان بن أبى الخير رازى
179
روضة المنجمين ( فارسى )
بر آن مزاج و طبع دليل كنذ چنانك مرّيخ خون ريختن و آشوب ، و برجها همچنين چنانك برج آبى بارندگى و [ آب ] و آن ستاره كى در نهم بوذ همچنين چنانك مشترى پيغمبران و عالمان ، و ذنب ، مار و اژدها و برين قياس . ( 164 ) باب هفدهم : از برج دهم ماذر و عمل و سلطان و صحبت مهتران ماذر : برج دهم و خذاوندش و ارباب مثلّثات دهم و قمر دليل بوذ بر حال ماذران چون خذاوند مثلّثهء قمر مسعود باشند پارسا بوذ و بصلاح ، و پيوستن خذاوند دهم بدوّم دليل بوذ بر مال خذاوند ضمير و خرّمى ماذران چه دوّم پنجم او بوذ و هم بر آن قياس كى از بهر پذران گفتيم حكم بايذ راندن . عمل و سلطان : نگه كن اندر خذاوند طالع و قمر و خذاوند وسط السما و آن كوكب كى اندر وسط سما بوذ و آفتاب و حكم بر چگونگى آنچ ياذ كرديم بر آن ، و بدان كى پيوستن شمس و خذاوند طالع به يكديگر خاصّه با قبول ، دليل بوذ بر يافتن مراد ، و پيوستن قمر بخذاوند وسط سما خاصّه از وتد همچنين . و بطلميوس حكم بر خذاوندان طالع و وسط سما كنذ و ببينذ تا سعداند يا نحس و حال ايشان و مزاعمت اندر آن خانها چگونه است و اتّصال و نقل و جمع . ديگر نگه كن اندر سهم سلطان اگر با خذاوند خانه يا حد يا مثلّثه يا صورت نگرذ و مستقيم سير باشند دليل كنذ بر يافتن عمل و مراد ، و از درجهء سهم تا درجهء شمس يا مشترى هر كذام قوىتر بوذ « 1 » برگير و از طالع بيفكن و جايگاه او بذان كى چون شمس يا مشترى به آنجا رسذ اندر وقت مراد بيايذ خصوصا چون مزاعم آن خانه بوذ چون خذاوند طالع و قمر متّصل باشند بشمس يا بخذاوند وسط سما به عمل رسذ و اگر هيچ اتّصالى و نظر نبوذ تمام نشوذ . صحبت مهتران « 2 » : اندر طالع و خذاوندش و قمر و خذاوند [ ش ] نگه كن و جايگاه سعود و نحوس از طالع و اتّصال قمر ، چون خذاوند طالع جايگاهى قوى يا بى و متّصل بخذاوند وسط سما و هردو سعد ميانشان قبول بوذ دليل كنذ بر دوستى سلطان و با منفعت بسيار .
--> ( 1 ) . نسخه اساس « شوذ » و كسى در پايين سطر آن را به « بوذ » تصحيح كرده است . نسخههاى ديگر « بود » . ( 2 ) . نسخه اساس « و مهتران » .